حمایت مردمی از دکتر احمدی نژاد سلام.....پسر سردار خیبر ، حاج همت......احوالات چطور است؟... - پرواز تا خدا
سفارش تبلیغ
صبا
 سلام.....پسر سردار خیبر ، حاج همت......احوالات چطور است؟... - پرواز تا خدا

سلام.....پسر سردار خیبر ، حاج همت......احوالات چطور است؟...زندگی به کام است؟...از بابا چه خبر؟....مامان خوب است؟...راستش نمیخواهم خیلی مزاحم بشوم ...میدانم مشهورید و سر شلوغ.... سوالاتی داشتم از محضرتان....آخر من در مورد جنگ خیلی اطلاعات ندارم....هر چه باشد اگر من به عمرم تنها یک بار طلائیه را دیده باشم شما بارها و بارها به آنجا سفر کرده اید....اگر من تنها 4 سال است که نام پدرتان را شنیده ام و تنها از او عکسی بالای تختم دارم شما او را دیده اید و لمس کرده اید....اگر من چند باری به یاد پدرتان گریسته ام شما عمریست که با چشم های خیس سر بر بالین گذاشته اید....سوال هایم خیلی سخت نیست.....راستش برای من شاید باشد ...ولی برای شما که الفبای حرف انقلاب و جنگ  را خوب میشناسید مثل آب خوردن است....

پدرتان با کدام تیر و تفنگ و تانک و مسلسل هدف قرار گرفتند؟....شبهای جنگ پدرتان به خاطر کدام دشمن شما و مادرتان را تنها میگذاشتند؟....پدرتان با کدام تیرها به شهادت رسید؟...چه کسانی از شهادت پدرتان از خوشحالی قند توی دلشان آب شد؟؟.......به خاطر کدام توطئه سالهای سال از آغوش گرم پدر محروم شدید؟؟......راستش را بخواهید بچه که بودم فقط عراق را میشناختم و صدام را....کلاس پنجم که بودم دوستم معصومه با تمام صداقتش میگفت "دوس دارم یه تفنگ بردارم و برم رو به روی صدام و اونو با تفنگ بکشم"....آخر فکر کنم خیلی از دست صدام ناراحت بود که چرا همش الکی مردمان خوب این سرزمین را کشته.....میخواست انتقام خون پدرهای این سرزمین را از صدام بگیرد..... بزرگتر که شدم چیزهای بیشتری یاد گرفتم.....شنیدم که کشورهای دیگری هم در این جنگ نقش داشتند....راستش نمیدانم چند کشور....10 تا ....20 تا...30 تا......چند کشور با هم هم پیمان شدند؟...چه کسی نقشه کشید و چه کسی گلوله و تانک تهیه کرد و چه کسی گلوله ها را خالی کرد؟..... چه کسی مادرتان را بیوه کرد و شما را بی پدر؟....گفتم که اطلاعاتم زیاد خوب نیست ، شما کمک کنید؟چند کشور؟......یک بار توی مجله امتداد میخواندم که نوشته بود آقای هاشمی رفسنجانی گفتند طراح اصلی جنگ ایران و عراق انگلیسی ها بودند....راست است به نظرتان؟؟...اگر اینگونه باشد که قاتل اصلی پدرتان انگلیسی ها هستند......معصومه اگر میدانست آن موقع که قاتل اصلی کیست شاید به جای آرزوی کشتن صدام آرزوی کشتن انگلیسی ها را میکرد برای انتقام خون پدرهای این سرزمین......گفته میشود.....آمریکا و انگلیس و دیگر کشور های غربی هم مسوول این جنگ بودند و مهمات میفرستادند برای عراقی ها....اگر اشتباه میگویم اصلاح بفرمایید....اگر ما ندانیم شما حتما قاتلین پدرتان را خوب به یاد دارید...راستش آخر نفهمیدم با تیرهای عراقی پدرتان شهید شدند یا آمریکایی یا انگلیسی یا آلمانی یا اسرائیلی و یا ......شاید دیگر فرقی نمیکند چه کسی این کار را کرده باشد....ما را به خیر و آنها را به سلامت ...کاری است که شده است آن هم چندین سال قبل....چه فرقی میکند؟؟؟......بهتر است زندگیمان را بکنیم و به فکر پیشرفت کشورمان باشیم این مهم تر است .....باید با آنها گفتگوی تمدنها راه بیندازیم ببینیم چگونه پیشرفت کرده اند....برای پیشرفت کردنشان چند کودک را بی پدر و چند خانه را بی مادر کرده اند؟؟ برای رسیدن به تمدنشان چند کشور را با خاک یکسان کرده اند؟.....ولی شاید نتیجه ندهد چون بعد از قرن ها غارت انسان ها دراند همه اش جلسه میگذارند برای بحران های مالیشان....خب ما خالا صحبت بکنیم....ضرری ندارد که.....

نمیدانم پسر سردار خیبر حاج همت هر چه فکر میکنم عقلم به جایی قد نمیدهد.....شاید پدرتان وصیت کرده که چون دشمنان با یک ضربه او را به شهادت رساندند....شما هم فقط یک ضربه بزنید.....و شما آن یک ضربه را زده اید..... و اکنون میخواهید دیگر با دشمنانمان مدرا کنید...انتقام خون تمامی پدرهای این سرزمین را فقط با یک ضربه گرفته اید؟؟؟؟؟؟؟انتقام خون اشک های مادران این سرزمین را تنها با یک ضربه گرفته اید و اکنون مدارا میکنید؟؟؟؟؟؟؟......شاید انتقام مدرن ابنگونه باشد....انتقام نرم!!!.....و شاید بایدخودمان رو مدیون آنها بدانیم....هر چه باشد خیلی از انسانهای آسمانی سرزمینمان را راهی بهشت کردند مجانی!!!!....

تو که اکنون پای بر این خاک می نهی گامهایت را آهسته بردار و آرام برو ..... روزگاری این خاک گامهای صد هزار کاروان عشق را در آغوش گرفته بود...... زمینش در زیر بارانی از اشک خیس خورده و فضای شرجی آسمانش سرشار از مناجاتهای گاه و بیگاه شده بود...... روزگاری گرده ی این خاک نوازشگر میلیونها گام استواری بود که جز به عزت و شرف به چیز دیگری نمی اندیشیدند....این جا سرزمین حماسه وخون است......در جای جای این خاک خون برداری بر زمین ریخته شده است......روزگاری  تاریخ شدیدترین صحنه های درگیری خود را به اینجا کشانید.......

در پایان میبخشید که گستاخ شدم و پرسیدم.....آخر من حتی دختر شهید گمنام هم نیستم......نه دختر شهید هستم نه جانباز..... اتفاقا دختر فردی هستم که در شهرش معروف به رهبر جنبش سبز است...

نوشته شده توسط : بنده ی خدا

نظرات ديگران [ نظر]